شهید حمید محمودنژاد

 

نام پدر: محمود

محل تولد : درفول

تاريخ تولد : 1339

سال ورود به دانشگاه: 1361

رشته تحصيلي: معارف اسلامي و اقتصاد

تاريخ و محل شهادت: 21/11/1364 فاو

نام عمليات : والفجر 8

بخشي از سخنراني شهيد: ميراث شهيدان راه ناتمام آنهاست

در طول تاريخ كه ما نگاه مي‌كنيم، مي‌بينيم كه بعد از اين همه حماسه‌ها، جنگها، كُشت و كشتارها و رفتن به ميدانها، يكباره در تاريخ در بهترين زمان و در بهترين مكان و بهترين انسانها جمع مي‌شنوند و بهترين حماسه تاريخ را رقم مي‌زنند. بهترين انسانها حسين(عليه‌السلام) و يارانش در بهترين زمانها، زماني كه يزيديان بر ملت مسلمان حكم مي‌راندند، در بهترين مكانها، كربلا بهترين حادثه‌ها را فراهم مي‌كنند.

آن هنگام كه مي‌رفتند با پاي خويش رفتند و آن هنگام كه بازگشتند، بر روي دستها آمدند، اما از آنان هيچ نمانده بودجز يك راه ناتمام. ميراث شهيدان راه ناتمام آنهاست. اگر سعادت مي‌خواهيم، رهرو راه شهيدان باشيم. ميراث خوار شهيدان نباشيم؛ ميراث دار شهيدان باشيم

ت

خاطره 1: پرکار و درسخوان بود

با اينكه در رشته پزشكي هم قبول شده بود، اين دانشگاه را انتخاب كرد. آدم با هدفي بود. هميشه يادم هست علاوه بر اينكه درسهايش خيلي خوب بود سر كلاسهايش ادبيات و غيره كه با هم بوديم، تمام شعرهاي الفيه را حفظ مي‌كرد. متون دروس اسلامي را خيلي دقيق فرا مي‌گرفت. فقه و اصول، تفسير، حديث و مسايل ديگر را خوب مي‌خواند و... خيلي پر كارو درسخوان بود.

ت

خاطره 2: اين جنگ آزمايش و تکليف است

پيش از عمليات والفجر 8 بود كه يك روز فرمانده شهيد حميد محمود نژاد، فرمانده دلير گروهان غواص، بچه‌ها را جمع كرد و با حالت تواضع و فروتني گفت: «بچه‌ها! مي‌دانم بعضي از شما به علت بيماري يا هر علت ديگر، نمي‌توانيد تمرينهاي مشكل غواصي را كه ساعتها بايد در آب سرد فين بزنيد و شنا كنيد، تحمل كنيدو برايتان مشكل است؟ اما تكليف است و همه‌مان مكلف به اين كار هستيم.» آنگاه پيراهن خاكي رنگ بسيجي‌اش را بالا زد و گفت: اين جاي عمل كليه من است، مدتي پيش يك كليه را بيرون آوردند پزشك معالجه به من سفارش كرده با اين يک کليه که براي تو مي‌ماند به هيچ وجه نبايد حتي براي چند دقيقه در آب سرد بماني ولي چه كنم كه اين جنگ آزمايش و تكليف است». بچه‌ها كه به آن همه ايثار و اخلاق او پي بردند، يقين كردند كه او عاقبت مي‌رود.