شهید علی اکبر جلیلی بهابادی

 

نام پدر: غلامحسين

محل تولد: يزد

تاريخ تولد: 1346

سال ورود به دانشگاه: 1365

رشته تحصيلي: معارف اسلامي و علوم سياسي

تاريخ و محل شهادت: 14/1/1366 شلمچه

عمليات: کربلاي 8

شهيد از زبان دوستان: از خصوصيات بارز، برخورد گرم و خنده‌هاي لطيف ايشان بود.

با خبر شده بودم در آزمون کتبي دانشگاه امام صادق(عليه‌السلام) پذيرفته‌ شده‌ام. صبح روز بعد براي مصاحبه شفاهي در محل در دانشگاه حاضر شده بودم. دو جوان در آن جا ايستاده بودند که يکي از آن دو شيک‌پوش‌تر از ديگري بود. از آنها پرسيدم:

منتظر چه هستند؟ يکي از آنها که شخص خوش زباني بود، جواب داد که براي مصاحبه آمده‌اند. در مهر ماه 1365 که پس از قبولي وارد دانشگاه شدم، رفته رفته متوجه نام آن دو نفر شدم. فرد خوش رو، معاشرتي و خوش زباني که قبلا ديده بودم، کسي جز «علي اکبر جليلي بهابادي» نبود. رفته رفته متوجه شدم که ايشان از خانوادة ثروتمندي است. رفتار ايشان ابداً چنين چيزي را نشان نمي‌داد. هر وقت با او برخورد مي‌کردم جز خوش معاشرتي، تعارفات زياده و گشاده رويي و دست و دل بازي چيزي نمي‌ديدم.

از خصوصيات بارز شهيد برخورد گرم و خنده‌هاي لطيف ايشان بود. آنچه به ياد ما مانده است، صداي خنده‌هاي گرم و صميمي و ميهمان نوازي ايشان بود. هر گاه به اتاقشان مي‌رفتيم بلند مي‌شد و از ما به گرمي استقبال مي‌کرد، کلاسها را هم گرم و شاد نگه مي‌داشت. در هر جمعي که بود همه را مي‌خنداند و شادي مي‌کرد، اما آنچه بيشتر به ذهنم مي‌آيد، خاطرة اعزام ايشان به جبهه بود. ايشان در يک اعزام وسيع و پرشور به همراه جمع زيادي از دانشجويان به جبهه رفت. در يک روز پر شور بهاري دانشجويان در مسجد دانشگاه که در محل سالن تربيت بدني بود، جمع شده بودند و بعد از کلاس اخلاق مجلس نوحه خواني و مراسم خاصي برگزار گرديد. سپس يک يک دانشجويان با آيت الله مهدوي کني خداحافظي کردند و با شور و حال خاصي در ميان اشک و دعاي دوستان به جبهه اعزام شدند که همين مراسم فضاي دانشگاه را بسيار معنوي کرده بود.

مدتي بعد از آن اعزام بود که در کمال ناباوري خبر شهادت ايشان را شنيديم و همين خبر در دانشگاه و در بين دوستان شهيد و از جمله يکي از استادان زبان انگليسي که علاقه زيادي به ايشان داشت باعث ﺗﺄثر و ناراحتي شديدي شد. شهيد جليلي از لحاظ درسي از دانشجويان قوي و ممتاز دانشگاه بود. از لحاظ دين و ايمان هم واقعاً معتقد و قوي بود هرچند هيچگاه به آن تظاهر نمي‌کرد. شايد بتوان گفت او از مصاديق اين گفته است که «اولياء خدا در بين خلق پنهانند». نشانه بارز شهيد همين عدم تظاهر بود.